آزاده رجایی
«اتنو» در لغت به معناي قوم يا يك گروه خاص از مردم بومي يك منطقه است و در تركيب با كلمه موزيكولوژي به معناي موسيقيشناسي، علمي نسبتاً جديد را پديد ميآورد كه به خصوص در چند سال اخير توجه شاياني به آن شده است. هدف اصلي اتنوموزيكولوژي بررسي موسيقي نواحي مختلف دنيا، ريشهيابي، مقايسه و يافتن ارتباط آن با ساير مقولههاي علم و هنر است، به عبارت ديگر، بررسي موسيقي تمام مليتها و تمام فرهنگها در تمامي اعصار. متخصصين اين دانش اساس كار خود را بر پژوهش و جمعآوري مدارك و نيز ترويج موسيقي بومي و سنتي در جهت شناخت نيازهاي جوامع معاصر قرار ميدهند. بنابراين تمام موضوعات مربوط به ابداع و ساخت موسيقي اعم از افراد سازنده، ابزارآلات به كار برده شده، عقايد و عكسالعملهاي مختلف، رفتارها و جريانهاي گوناگون و خصوصاً عامل عصر و زمان در حيطه مطالعات اتنوموزيكولوژيستها ميگنجد. علاوه بر اين، كارشناسان اين رشته در پژوهشهاي خود از دستاوردهاي مردمشناسان، موسيقيدانان، كارآموزان، آهنگسازان، كتابدارها، زبانشناسان، پژوهشگران فرهنگي و روانشناسان نيز بهره ميجويند...
پژمان اکبرزاده
درباره موسیقی و سازهای کهن ژاپن، سالها پیش در «مجله موسیقی»، نوشتارهایی پراکنده انتشار یافته و به نظر می رسد که متاسفانه هنوز کتاب جامعی درباره این موضوع در دسترس علاقه مندان پارسی زبان نباشد. چنین مشکلی حدود نیم قرن پیش در دنیای انگلیسی زبانان هم وجود داشت و همین کمبود شد که به ویلیام مالم (William Malm) پیشنهاد شود کتابی درباره موسیقی ژاپنی به زبان انگلیسی بنویسد...
اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) یا "موسیقیشناسی قومی" را میتوان علم
مطالعه موسیقی در بستر فرهنگ دانست. این علم را با نامهای دیگری نیز
میشناسند: comparative musicology یا موسیقیشناسی تطبیقی و نیز
anthropology of music و musical anthropology یا انسانشناسی موسیقی و همچنین عناوینی چون موسیقی ملل، موسیقی فلکلور، موسیقی اقوام غیراروپایی و ... .
دو گرایش عمده در این علم وجود دارد. گرایش اول که به موسیقیشناسی متمایل
است اتنوموزیکولوژی را زیر شاخه موسیقیشناسی میداند. در مقابل رویکرد
دیگر به فرهنگ گرایش دارد و این علم را زیر شاخه آنتروپولوژی
(انسانشناسی/مردمشناسی) میداند. در اتنوموزیکولوژی موضوعاتی چون موسیقی،
رقص، سازها به عنوان موضوعات کلاسیک در کنار بسیاری از مفاهیم جدیدتر چون
کارکرد و جایگاه موسیقی، ژستها و رفتار و غیره در بستر یک فرهنگ محلی یا
جهانی بررسی میشود.

عنوان:عضو هیات علمی ، استادیار
تحصیلات:


محمدرضا درویشی در سال 1334 در شیراز به دنیا آمد. از 13 سالگی به فراگیری موسیقی پرداخت و در سال 1353 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ودر 1357 از این دانشکده فارغ التحصیل شد. وی در آهنگسازی تحت تاثیر استادش مرتضی حنانه است و از همان سالهای اولیه بعد فارغ التحصیلی از دانشگاه به سمت آهنگسازی روی برخی از قطعات موسیقی محلی مناطق مختلف ایران، به خصوص مازندران روی آورد

هومان اسعدی، پژوهشگر و مدرس موسیقی در سال 1349 در تهران متولد شد. وی آموختن ساز سهتار و ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی را نزد داریوش پیرنیاکان آغاز کرد. همزمان نزد داریوش طلایی و مجید کیانی به فراگیری ردیف و مبانی نظری و عملی در سنت موسیقی کلاسیک ایرانی و نزد مرحوم دکتر محمدتقی مسعودیه به فراگیری مبانی موسیقیشناسی و اتنوموزیکولوژی پرداخت. او همچنین در زمینهی شناخت ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی از محضر دکتر داریوش صفوت و حسین علیزاده نیز بهره برده است...

ساسان فاطمی، محقق و پژوهشگر موسیقی و استاد موسیقی دانشگاه تهران، در سال 1337 متولد شد. وی در پاریس به تحصیل موسیقی پرداخت و دکترای اتنوموزیکولوژی (قومموسیقیشناسی) را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. حوزههای تحقیق وی ریتم کودکانه، موسیقیهای مردمی ایران، آسیای میانه و جمهوری آذربایجان (شهری و روستایی)، تقسیمبندی موسیقیها (کلاسیک و مردمی)، موسیقی و جشن را شامل میشود. از جمله آثار وی میتوان به کتابهای« موسیقی و زندگی موسیقایی مازندران» (انتشارات ماهور)، «مسئلهی تغییرات» (ماهور 1381) و «ریتم کودکانه در ایران، پژوهشی پیرامون وزن شعر عامیانه فارسی» (ماهور 1382)؛ اشاره کرد. وی استادیار گروه موسیقی دانشگاه تهران، عضو انجمن اتنوموزیکولوگهای فرانسه، عضو هیئت تحریریه فصلنامه موسیقی ماهور و نامه انسانشناسی، عضو گروه واژهگزینی موسیقی فرهنگستان ادب و زبان فارسی، داور جشنواره موسیقی نواحی ایران در چندین دوره، عضو هیات مدیره خانه موسیقی و رئیس کانون پژوهشگران و نویسندگان خانه موسیقی در دو دوره کاری بوده است...

محسن حجاریان در سال 1325 در شهر خرم آباد، متولد شد. او در سال 1350 درجه ی کارشناسی خویش را از دانشگاه اصفهان در رشته ی جغرافیا دریافت کرد. همچنین وی درجه کارشناسی ارشد خود را در رشته ی حقوق کیفری از دانشگاه ایالتی coppin در بالتیمور، مریلند در سال 1354 دریافت کرد. او زمینه های آموزشی خویش را با مطالعه ی جامعه شناسی و انسان شناسی در یک پژوهش میدانی به مدت سه ماه در ایالت داکوتای جنوبی درمیان جمعی آمریکایی الاصل در محل نگاه داری سرخپوستان پاین بریج (Pine Bridge Indian Reservation) در سال 1356 ادامه داد. در این تحقیق، وی به مطالعه ی سیستم اجتماعی لاکوتا (Lakota) پرداخت که به شکل مطالعه ای انسان شناسانانه مربوط به محل نگاه داری سرخپوستان پاین بریج بود. در سال 1357، وی به دانشگاه سوربن فرانسه رفت، و در آنجا به مطالعه ی زبان و تمدن فرانسه پرداخت. او همچنین در سال 1360 برای یک سال به دانشگاه بارسلونا در اسپانیا برای مطالعه ی زبان اسپانیایی رفت. وی مدرک کارشناسی ارشد شناخت موسیقی قومی را در سال 1374 از دانشگاه بالتیمور کانتی مریلند دریافت کرد و همچنین در همین زمینه از دانشکاه مریلند در کالج پارک مدرک دکتری کسب کرد...

موسيقي ايراني را در قزوین با فراگیری تصانيف قديمي در سال 1354 نزد خرم (اکبر ثقفي) شروع کرد. سپس در مرکز حفظ و اشاعهء موسيقي ايراني رديف صبا و رديف ميرزاعبداللّه را نزد مسعود شناسا فراگرفت. از سال 1364 در فرانسه فعاليت موسيقي را بطور نيمهحرفهاي در زمينهء تدريس، کنسرت و تحصيل موسيقي ادامه داد. فوق ليسانس در رشتهء اتنوموزيکولوژي از دانشگاه سوربن فرانسه گرفت. عضو انجمن اتنوموزیکولگهای فرانسه و داراي پنج سی دی و نوشتههايي در زمينهء موسيقي است، تعدادي سی دی نيز از اساتيد موسيقي ايراني در فرانسه .منتشر نموده است.
مقاله زير متن سخنراني دكتر گن ايچي تسوگه (Gen ichi Tsuge) موسيقي شناس ژاپني است كه در هشتم ارديبهشت ماه سال جاري (۱۳۸۰) در دانشكده موسيقي دانشگاه هنر ايراد شد. دكتر تسوگه هم اكنون استاد دانشگاه هنرهاي زيباي توكيو، رئيس انجمن بين المللي موسيقي سنتي و انجمن تحقيقات موسيقي آسيا در توكيوست.
کتاب Manuscrits Persans Concernant La Musique فهرستی از نسخههای خطی فارسی مربوط به موسیقی است شادروان محمدتقی مسعودیه با هدف تهیۀ اثری که تقریباً همه نسخه های خطی فارسی درباره موسیقی را در برگیرد گردآورده است. این فهرست که به زبان فرانسه تألیف شده است به مناسبت سومین سال درگذشت مسعودیه به عنوان دوازدهمین جلد از مجموعه B فهرستبینالمللی منابع موسیقایی/ RISM و با مساعدت شورای بینالمللی فلسفه و علوم انسانی یونسکو منتشر شده است.
مقدمه جنبش احیا یا بازگشت به موسیقی سنتی (دستگاهی) ایران که در سالهای دههی 40 شمسی آغاز شد، به نوعی تابعی از انواع بازگشت به هنرهای سنتی و فرهنگ قدیم بود، که در آن زمان به عنوان یک جریان روشنفکری و در تقابل نسبی با سلیقهی هنر رسمی قرار داشت (هر چند، گاهی نیروهای درون حاکمیت وقت نیز، به دلایل مختلف از آن حمایت میکردند)
این پدیده پس از آن که در دههي 50 به اوج قدرت خود رسید و به بار نشست،
تقریبا تمامی فعالیتهای موسیقی را در ایران تحت تاثیر قرار داد و آن چنان
فراگیر شد که حتا حوزههایی را هم که به طور مستقیم با موسیقی دستگاهی
رابطه نداشتند، در برگرفت. درست به همین دلایل پژوهش دربارهي این برهه از
تاریخ موسیقی ایران و جریانهای مربوط به آن یکی از حوزههای مهم پژوهش در
موسیقی را تشکیل میدهد.
مدلسازی نظری برای جنبشهای اجتماعی و ترسیم ویژگیهای کلیشان کاری است
که در ایران کمتر اتفاق افتاده است؛ از اینرو برای بررسی جریان احیای
موسیقی دستگاهی، مدلی ایرانی در دست نبود، اما از آنجا که جنبشهای احیای
موسیقی پدیدهای مربوط به دنیای مدرن و تا حدودی مشابه یکدیگرند، به نظر
میرسد که بررسی این جنبش بر اساس مدلهای پیشنهادی برای توصیف یا
دستهبندی جریانهای احیا در دنیا (برای مثال لیوینگستُن)، دستکم دو هدف
را برآورده میکند: نخست آنکه مطالعهي روشمند این جنبش را امکانپذیر
میسازد و اينكه دوم مدل نظری مورد استفاده را مورد آزمایش قرار میدهد.