حامد جلیلوند
"موسیقی سنتی" امروز به طیف گستردهای از انواع موسیقی ایران اطلاق میشود. گوناگونیها و تفاوتهای مصادیق این اصطلاح که ناشی از مدرنیسم در موسیقی ایران است، کارآمدی این اصطلاح را به چالش میکشد. این مقاله به واسطه بررسی چند مصاحبه با اساتید موسیقی ایران، سعی در استخراج مولفههای معنایی موسیقی سنتی دارد. تحلیل مولفههای معنایی، امکان نقد کارآمدی اصطلاح موسیقی سنتی را در مقابل اصطلاح "موسیقی دستگاهی" فراهم میآورد.
این پژوهش نشان میدهد که اصطلاح موسیقی سنتی برای نامیدن مصدایق مورد نظر گویشوران، جامع و مانع نیست و در بهترین حالت تنها میتواند به نوع خاصی از موسیقی دستگاهی ایران اطلاق شود که سعی در احیا و حفظ سنتها در این نوع از موسیقی دارد.
کلید واژگان:
زبانشناسی، معنیشناسی، مولفههای معنایی، موسیقی سنتی، موسیقی دستگاهی، مدرنیسم


اساس و زیربنای مدرسه موسیقی هرب آلبرت یا همان دپارتمان اتنوموزیکولوژی دانشگاه کالفرنیا ((UCLA ،در سال 1960 توسط مانتل هود اتنوموزیکولوگ شناخته شده معاصر پایه ریزی و تاسیس شده است.در سالهای اولیه دانشمندان مهمی همچون چارلز زیگر، برای پیشبرد اهداف و چشم اندازهای آینده با این دانشکده همکاری داشتند.اما حد فاصل سالهای 1960 تا 1989 اتنوموزیکولوژی صرفا یکی از برنامه های درسی و زیر مجموعه موسیقی در این دانشکده بود.در 1989 گروه مستقلی با عنوان موسیقی شناسی قومی و موسیقی شناسی سیستماتیک در این دانشکده به وجود آمد و سرانجام در سال 1995 این دپارتمان به دانشکده اتنوموزیکولوژی تغییر نام داد.در این دانشکده موضوعات متعددی پیرامون موسیقی های قومی جهان،موسیقی های مردمی،موسیقی جز و موسیقی کلاسیک تدریس می شود.در طول سال تحصیلی 2010 و 2011 این دانشکده پنجاهمین سال فعالیت خود را در این زمینه ها با بر برگزاری سمپوزیوم و کنسرت و نمایشگاه ،جشن گرفت.

هاشم رجب زاده
اهل تحقیق بر آنند که«بیوا»یا بربط ژاپنی از ایران باستان آمده است.بربطهائی که از ایران و به دست بازرگانان به اروپا برده شد و الگوی بربط فرنگی( Lute )شد،و از روی آنهائی که از راه چین به کرده و ژاپن آمد،«بیوا»را ساختند.گفتهاند که این ساز در دورهء تاریخی نارا( Nara ،سالهای 710 تا 780 میلادی)به ژاپن آمد؛بربط که به چین رفت آنرا با تحریف نام اصلی«بیپا»خواندند؛و چون به ژاپن آمد،به همین قیاس«بیوا»نام گرفت.
بسا که گوش سپردن به آواز«بیوا»پرنده خیال را به پرواز درمیآورد،و این اندیشه در سر میآید که چه بسیار از مردم در چار گوشهء جهان از نغمه این ساز به شور و وجود آمدهاند؛چه بسیار داستانها و افسانههای گوناگون که در اقطار عالم همراه بانوی این ساز گفته و خواندهاند.در ژاپن هم آوای بیوا با حکایتها و داستانهای مردم و تاریخ این سرزمین همساز و دمساز است.
آزاده رجایی
«اتنو» در لغت به معناي قوم يا يك گروه خاص از مردم بومي يك منطقه است و در تركيب با كلمه موزيكولوژي به معناي موسيقيشناسي، علمي نسبتاً جديد را پديد ميآورد كه به خصوص در چند سال اخير توجه شاياني به آن شده است. هدف اصلي اتنوموزيكولوژي بررسي موسيقي نواحي مختلف دنيا، ريشهيابي، مقايسه و يافتن ارتباط آن با ساير مقولههاي علم و هنر است، به عبارت ديگر، بررسي موسيقي تمام مليتها و تمام فرهنگها در تمامي اعصار. متخصصين اين دانش اساس كار خود را بر پژوهش و جمعآوري مدارك و نيز ترويج موسيقي بومي و سنتي در جهت شناخت نيازهاي جوامع معاصر قرار ميدهند. بنابراين تمام موضوعات مربوط به ابداع و ساخت موسيقي اعم از افراد سازنده، ابزارآلات به كار برده شده، عقايد و عكسالعملهاي مختلف، رفتارها و جريانهاي گوناگون و خصوصاً عامل عصر و زمان در حيطه مطالعات اتنوموزيكولوژيستها ميگنجد. علاوه بر اين، كارشناسان اين رشته در پژوهشهاي خود از دستاوردهاي مردمشناسان، موسيقيدانان، كارآموزان، آهنگسازان، كتابدارها، زبانشناسان، پژوهشگران فرهنگي و روانشناسان نيز بهره ميجويند...
پژمان اکبرزاده
درباره موسیقی و سازهای کهن ژاپن، سالها پیش در «مجله موسیقی»، نوشتارهایی پراکنده انتشار یافته و به نظر می رسد که متاسفانه هنوز کتاب جامعی درباره این موضوع در دسترس علاقه مندان پارسی زبان نباشد. چنین مشکلی حدود نیم قرن پیش در دنیای انگلیسی زبانان هم وجود داشت و همین کمبود شد که به ویلیام مالم (William Malm) پیشنهاد شود کتابی درباره موسیقی ژاپنی به زبان انگلیسی بنویسد...
اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) یا "موسیقیشناسی قومی" را میتوان علم
مطالعه موسیقی در بستر فرهنگ دانست. این علم را با نامهای دیگری نیز
میشناسند: comparative musicology یا موسیقیشناسی تطبیقی و نیز
anthropology of music و musical anthropology یا انسانشناسی موسیقی و همچنین عناوینی چون موسیقی ملل، موسیقی فلکلور، موسیقی اقوام غیراروپایی و ... .
دو گرایش عمده در این علم وجود دارد. گرایش اول که به موسیقیشناسی متمایل
است اتنوموزیکولوژی را زیر شاخه موسیقیشناسی میداند. در مقابل رویکرد
دیگر به فرهنگ گرایش دارد و این علم را زیر شاخه آنتروپولوژی
(انسانشناسی/مردمشناسی) میداند. در اتنوموزیکولوژی موضوعاتی چون موسیقی،
رقص، سازها به عنوان موضوعات کلاسیک در کنار بسیاری از مفاهیم جدیدتر چون
کارکرد و جایگاه موسیقی، ژستها و رفتار و غیره در بستر یک فرهنگ محلی یا
جهانی بررسی میشود.

عنوان:عضو هیات علمی ، استادیار
تحصیلات:


محمدرضا درویشی در سال 1334 در شیراز به دنیا آمد. از 13 سالگی به فراگیری موسیقی پرداخت و در سال 1353 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ودر 1357 از این دانشکده فارغ التحصیل شد. وی در آهنگسازی تحت تاثیر استادش مرتضی حنانه است و از همان سالهای اولیه بعد فارغ التحصیلی از دانشگاه به سمت آهنگسازی روی برخی از قطعات موسیقی محلی مناطق مختلف ایران، به خصوص مازندران روی آورد

هومان اسعدی، پژوهشگر و مدرس موسیقی در سال 1349 در تهران متولد شد. وی آموختن ساز سهتار و ردیف موسیقی کلاسیک ایرانی را نزد داریوش پیرنیاکان آغاز کرد. همزمان نزد داریوش طلایی و مجید کیانی به فراگیری ردیف و مبانی نظری و عملی در سنت موسیقی کلاسیک ایرانی و نزد مرحوم دکتر محمدتقی مسعودیه به فراگیری مبانی موسیقیشناسی و اتنوموزیکولوژی پرداخت. او همچنین در زمینهی شناخت ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی از محضر دکتر داریوش صفوت و حسین علیزاده نیز بهره برده است...

ساسان فاطمی، محقق و پژوهشگر موسیقی و استاد موسیقی دانشگاه تهران، در سال 1337 متولد شد. وی در پاریس به تحصیل موسیقی پرداخت و دکترای اتنوموزیکولوژی (قومموسیقیشناسی) را از دانشگاه پاریس دریافت کرد. حوزههای تحقیق وی ریتم کودکانه، موسیقیهای مردمی ایران، آسیای میانه و جمهوری آذربایجان (شهری و روستایی)، تقسیمبندی موسیقیها (کلاسیک و مردمی)، موسیقی و جشن را شامل میشود. از جمله آثار وی میتوان به کتابهای« موسیقی و زندگی موسیقایی مازندران» (انتشارات ماهور)، «مسئلهی تغییرات» (ماهور 1381) و «ریتم کودکانه در ایران، پژوهشی پیرامون وزن شعر عامیانه فارسی» (ماهور 1382)؛ اشاره کرد. وی استادیار گروه موسیقی دانشگاه تهران، عضو انجمن اتنوموزیکولوگهای فرانسه، عضو هیئت تحریریه فصلنامه موسیقی ماهور و نامه انسانشناسی، عضو گروه واژهگزینی موسیقی فرهنگستان ادب و زبان فارسی، داور جشنواره موسیقی نواحی ایران در چندین دوره، عضو هیات مدیره خانه موسیقی و رئیس کانون پژوهشگران و نویسندگان خانه موسیقی در دو دوره کاری بوده است...

محسن حجاریان در سال 1325 در شهر خرم آباد، متولد شد. او در سال 1350 درجه ی کارشناسی خویش را از دانشگاه اصفهان در رشته ی جغرافیا دریافت کرد. همچنین وی درجه کارشناسی ارشد خود را در رشته ی حقوق کیفری از دانشگاه ایالتی coppin در بالتیمور، مریلند در سال 1354 دریافت کرد. او زمینه های آموزشی خویش را با مطالعه ی جامعه شناسی و انسان شناسی در یک پژوهش میدانی به مدت سه ماه در ایالت داکوتای جنوبی درمیان جمعی آمریکایی الاصل در محل نگاه داری سرخپوستان پاین بریج (Pine Bridge Indian Reservation) در سال 1356 ادامه داد. در این تحقیق، وی به مطالعه ی سیستم اجتماعی لاکوتا (Lakota) پرداخت که به شکل مطالعه ای انسان شناسانانه مربوط به محل نگاه داری سرخپوستان پاین بریج بود. در سال 1357، وی به دانشگاه سوربن فرانسه رفت، و در آنجا به مطالعه ی زبان و تمدن فرانسه پرداخت. او همچنین در سال 1360 برای یک سال به دانشگاه بارسلونا در اسپانیا برای مطالعه ی زبان اسپانیایی رفت. وی مدرک کارشناسی ارشد شناخت موسیقی قومی را در سال 1374 از دانشگاه بالتیمور کانتی مریلند دریافت کرد و همچنین در همین زمینه از دانشکاه مریلند در کالج پارک مدرک دکتری کسب کرد...

موسيقي ايراني را در قزوین با فراگیری تصانيف قديمي در سال 1354 نزد خرم (اکبر ثقفي) شروع کرد. سپس در مرکز حفظ و اشاعهء موسيقي ايراني رديف صبا و رديف ميرزاعبداللّه را نزد مسعود شناسا فراگرفت. از سال 1364 در فرانسه فعاليت موسيقي را بطور نيمهحرفهاي در زمينهء تدريس، کنسرت و تحصيل موسيقي ادامه داد. فوق ليسانس در رشتهء اتنوموزيکولوژي از دانشگاه سوربن فرانسه گرفت. عضو انجمن اتنوموزیکولگهای فرانسه و داراي پنج سی دی و نوشتههايي در زمينهء موسيقي است، تعدادي سی دی نيز از اساتيد موسيقي ايراني در فرانسه .منتشر نموده است.
مقاله زير متن سخنراني دكتر گن ايچي تسوگه (Gen ichi Tsuge) موسيقي شناس ژاپني است كه در هشتم ارديبهشت ماه سال جاري (۱۳۸۰) در دانشكده موسيقي دانشگاه هنر ايراد شد. دكتر تسوگه هم اكنون استاد دانشگاه هنرهاي زيباي توكيو، رئيس انجمن بين المللي موسيقي سنتي و انجمن تحقيقات موسيقي آسيا در توكيوست.
کتاب Manuscrits Persans Concernant La Musique فهرستی از نسخههای خطی فارسی مربوط به موسیقی است شادروان محمدتقی مسعودیه با هدف تهیۀ اثری که تقریباً همه نسخه های خطی فارسی درباره موسیقی را در برگیرد گردآورده است. این فهرست که به زبان فرانسه تألیف شده است به مناسبت سومین سال درگذشت مسعودیه به عنوان دوازدهمین جلد از مجموعه B فهرستبینالمللی منابع موسیقایی/ RISM و با مساعدت شورای بینالمللی فلسفه و علوم انسانی یونسکو منتشر شده است.
مقدمه جنبش احیا یا بازگشت به موسیقی سنتی (دستگاهی) ایران که در سالهای دههی 40 شمسی آغاز شد، به نوعی تابعی از انواع بازگشت به هنرهای سنتی و فرهنگ قدیم بود، که در آن زمان به عنوان یک جریان روشنفکری و در تقابل نسبی با سلیقهی هنر رسمی قرار داشت (هر چند، گاهی نیروهای درون حاکمیت وقت نیز، به دلایل مختلف از آن حمایت میکردند)
این پدیده پس از آن که در دههي 50 به اوج قدرت خود رسید و به بار نشست،
تقریبا تمامی فعالیتهای موسیقی را در ایران تحت تاثیر قرار داد و آن چنان
فراگیر شد که حتا حوزههایی را هم که به طور مستقیم با موسیقی دستگاهی
رابطه نداشتند، در برگرفت. درست به همین دلایل پژوهش دربارهي این برهه از
تاریخ موسیقی ایران و جریانهای مربوط به آن یکی از حوزههای مهم پژوهش در
موسیقی را تشکیل میدهد.
مدلسازی نظری برای جنبشهای اجتماعی و ترسیم ویژگیهای کلیشان کاری است
که در ایران کمتر اتفاق افتاده است؛ از اینرو برای بررسی جریان احیای
موسیقی دستگاهی، مدلی ایرانی در دست نبود، اما از آنجا که جنبشهای احیای
موسیقی پدیدهای مربوط به دنیای مدرن و تا حدودی مشابه یکدیگرند، به نظر
میرسد که بررسی این جنبش بر اساس مدلهای پیشنهادی برای توصیف یا
دستهبندی جریانهای احیا در دنیا (برای مثال لیوینگستُن)، دستکم دو هدف
را برآورده میکند: نخست آنکه مطالعهي روشمند این جنبش را امکانپذیر
میسازد و اينكه دوم مدل نظری مورد استفاده را مورد آزمایش قرار میدهد.
بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد...
از سالیان دور تا کنون، آواز ،موسیقی و رقص بخش بزرگی از زندگی و فرهنگ بومیان استرالیا بوده است. به طوری که نغمه ها و موسیقی های مختلف و متنوعی برای مناسبتها و موقعیت های متفاوت وجود داشته است؛ مانند آوازها و موسیقی های مربوط به شکار، آواز های مربوط به خاکسپاری مردگان و در نهایت موسیقی و نغمه های قدیمی تر و آوازهایی درباره طبیعت ،حیوانات ،فصلها، اسطوره و حتی آوازهایی با مضمون افسانه های آفرینش. موسیقی بومی استرالیا مانند دریچه ایی برای شناخت قانون و الگوی نامعلوم طبیعت است. در توصیفی دقیق تر هنر بومی استرالیا، روشی برای کسب دانش نسبت به طبیعت و قوانین آن بوده است. برای اثبات این مساله می توان از نواختن سازی استرالیایی به نام دیجیریدو ،یا فلوت چوبی بلند ، که یکی از قدیمی ترین سازهای جهان است ،یاد کرد. طبق آنچه آورده اند بومیان به دامان طبیعت می رفتند و نه تنها به صدای حیوانات ، بلکه به نوای پر زدن پرندگان و صدای قدمها بر روی زمین نیز گوش میدادند. آنها به صدای باد ،طوفان ،خش خش برگها و جریان آب گوش فرا می دادند. تمامی این صداها با دقت هرچه تمام تر به وسیله ساز دیجیریدو نواخته می شد. بومیان با شنیدن این صداها به همدلی با طبیعت میپرداختند که به تقلیدی از آن نیز منجر می شد...
پرتو هوشمندراد برندۀ یک جایزۀ معتبر از «انجمن ملی جغرافیا» (National Geographic Society) در آمریکا، برای پیگیری کار پژوهشی و پاسداری از میراث فرهنگی کُرد های اهل حق در منطقه گوران شده است. هوشمندراد دکترای خود را از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی دریافت کرده و پژوهش های گسترده ای درباره میراث فرهنگی اهل حق (یارسان) انجام داده است. عنوان پایان نامۀ دکترای او «اجرای ایمان: موسیقی مقدس کُردهای اهل حق منطقۀ گوران » است که سفارش آن از طریق انتشارات جهانی میکروفیلم دانشگاهی (یو.ام.آی) امکان پذیر است.
به عنوان یک پژوهشگر و نوازنده، تخصص او در موسیقی اهل حق منطقۀ گوران و موسیقی کلاسیک ایرانی است. او برندۀ جوایز گوناگونی برای پژوهش در این زمینه ها شده است که از آن میان باید به جوایز آلفرد هرتس، آندرو ملون، کنگره ملی کُرد، جایزۀ پژوهشی علوم انسانی، جایزۀ الفلاح از مرکز پژوهش های خاورمیانۀ دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، و جایزه دانشکدۀ موسیقی در دانشگاه برکلی اشاره کرد. [پرتو هوشمند راد در حال حاضر به عنوان سرپرستِ آکادمیکی پژوهش و امور اجرائی "مؤسسۀ فرهنگ های جهان" و استادِ مدرّس، در دانشگاه کالیفرنیا، در مِرسِد، مشغول فعالیت است.] ...
جان بلکینگ(John Anthony Randall Blacking)به عنوان یک چهره ای اصلی در رشته انسان شناسی موسیقی (ethnomusicology) در جهان شناخته شده است. او به عنوان یک انسان شناس، نزد مایر فورتس (Meyer Fortes) آموزش دید (1950-1953) و بعدها به عنوان یک انسان شناس موسیقی تحت تعلیم آندره شفنر(Andrè Schaeffner) قرار گرفت و در تأسیس رشته علمی انسان شناسی موسیقی نقشی بسیار مهم ایفا کرد.
پروفسور برونو نتل (Bruno Nettle) استاد بازنشته انسان شناسی و موسیقی در مدرسه موسیقی دانشگاه ایلینویز/ آمریکا از متخصصان موسیقی ایرانی به شمار می رود. گرچه پروفسور نتل خود را تا اندازه ای انسان شناس می داند، وی را باید در مرز میان یک موسیقی شناس محض و یک انسان شناسی موسیقی دانست. نتل پس از آنکه مدرک کارشناسی خود را در رشته موسیقی کسب کرد، در مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل موسیقی و نیز کتابداری در دانشگاه ایندیانا و میشبگان / آمریکا مشغول شد...
ناصر فکوهی
انسان همچون سایر موجودات زنده دارای یک نظام ارتباطی است که به وسیله آن می تواند با همنوعان خود و با سایر موجودان ارتباط یرقرار کند. این نظام، از زبان تکلم شده بسیار فراتر می رود، زیرا بنا بر برآوردهای گوناگون و مفهوم و تعریفی که به زبان داده می شود
سنت و تحول در موسیقی ایرانی توسط ژان دورینگ در دهه 50 ه.ش، به
عنوان رساله دکتری وی تألیف یافت. بنا به گفته وی « یکی از اهداف این کتاب
نشان دادن چگونگی تحول موسیقی سنتی است و این که موسیقی سنتی چگونه تغییر
می یابد و چگونه گاهی تضعیف می شود و اجزاء آن از بین می رود.»
از زمان تألیف این کتاب چیزی حدود 35 سال می گذرد و در طی این زمان بسیاری
چیز ها تغییر کرده است و به نظر خود دورینگ: «تاریخ موسیقی ایرانی ورق
خورده است و کار وی نمی تواند دقیقاً بازتاب واقعیت حاضر باشد.» از این رو
این رساله چند بار توسط وی مورد بازخوانی قرار گرفت و تصحیحات و توضیحاتی
به آن افزوده و یا برخی عبارات زیادی حذف شد. این کتاب متشکل از یک پیشگفتار، مقدمه، چهار بخش اصلی و نهایتاً جمع
بندی و فهرست منابع است....
دورینگ (Jean During) زاده ۱۹۴۷ میلادی، موسیقیدان و خاورشناس، مدیر بخش تحقیقات در مرکز ملی در پاریس است.وی سالیان متمادی از عمر خود را صرف تحقیق و شناخت فرهنگ و موسیقی ملل شرق، بخصوص ایران، آسیای میانه، افغانستان و آذربایجان کردهاست. دورینگ از کارشناسان انگشت شمار موسیقی ایرانی در سطح جهان است و تألیفات متعددی در این زمینه دارد.
پروفسور استفن بلام (Stephen Blum) استاد موسیقی دانشگاه شهری نیویورک از جمله دانشمندانی است که درباره موسیقی ایرانی به طور وسیع به تحقیق و مطالعه پرداخته و در این مسیر به پژوهش های قابل توجهی درباره ابعاد انسان شناختی موسیقی ایرانی دست یازیده است. پروفسور بلام در سال 1964 از اوربین کالج / آمریکا لیسانس موسیقی گرفت و در سال 1972 دکترای خود را در رشته موسیقی از دانشگاه ایلینوی / آمریکا دریافت داشت.
چهارشنبه پنجم دی ماه سال 1386، نشستی در گروه علمی- تخصصی مطالعات
انسانشناسی فرهنگی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد که موضوع آن
"قومشناسی موسیقی و انسانشناسی" بود و طی آن، دکتر محسن حجاریان،
موسیقیشناس و اتنوموزیکولوگ سرشناس ایرانی به سخنرانی پرداخت.
وی در آغاز بحث خود، قومشناسی موسیقی (اتنوموزیکولوژی) را رشتهای علمی
معرفی کرد که در آن موسیقی به عنوان یکیاز عناصر جوامع و گروههای انسانی
مورد مطالعه قرار میگیرد. به گفته او، این حوزه علمی در سال 1885،یعنی
تنها 35سال بعد از ظهور علم جامعهشناسی، شروع بهفعالیت کرده ولی در عین
حال، در حوزهنظری کاملا متاثر از رشتههایی مانندجامعهشناسی، انسانشناسی
و زبانشناسی بوده و هیچگاه نظریه مستقلی نداشتهاست....